
هر آشنایی تازه، اندوهی تازه است... مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی است . سخن عاشقانه گفتن دلیل عشق نیست...عاشق کم است سخن عاشقانه فراوان... عشق عادت نیست، عادت همه چیز را ویران می کند از جمله عظمت دوست داشتن را...از شباهت به تکرار ...
ادامه مطلب
بهار شد دل هوای اصفهان کرده و شیراز. درود و تقدیم به عارفان زمینی و خراباتیان دیر مغان هرگز از خود دور نکن:عرفان کتابگل ....
ادامه مطلب
تازه پانزده سالم بود، بوی نجیبِ بچگی داشتم، هنوز در عضلاتِ پاهایم شوقِ گریزِ کودکانهٔ «گرگم به هوا» بود، قدِ علمم نمیرسید به کتابخانه، تمام نبودم، عقلِ سفت و کالی داشتم، خیالم، خیالات بود تخیل نبود، در تصرفِ کلمات نبودم که شعر آمد. دق میکردم اگر این نبود. لذتِ ساختن و پرداختن، یافتن و پروردن، داشت...
ادامه مطلب
یالوم:"تصویری که از خود داریم تا حد بسیاری بر اساس تاثیر ارزیابیهایی است که اشخاص مهم زندگیمان از ما میکنند."دریابیم که در پی هر انکار و یا تایید مازندگی ستکه میمیرد و یا انکه جوانه میزندهیچ دارویی بهتر از باور" دوست داشته شدن" نیست.دریغش نکنید...اول حقارت الکی داریم بعد که کمی به باورمون رسیدیم، دیگران را سرزنش می کنیم که چرا مثل ما نبوده و نیستنددریغ از اینکه بدانیم همه ما در حال «شدنیم»!واقعا عجیب هستیم ما ...
ادامه مطلب
تجربه نشان داده است که همیشه طبقات ضعیف جامعه مجبور می شوند جلوی احساسات خودشان را بگیرند و سعی کنند با رفتار خشک و خشن زندگی عاری از معنا کنار بیایند و به خودشان جرئت ریسک پذیری را که از رموز موفقیت و نشاط است، ندهند.ازنظر الیس این تفکر غیر منطقی است که انسان تصور کند هر مشکلی فقط یک راه حل دارد انسان باید با مشکل مواجه کند و آن را حل کند نه اینکه از آن فرار کند اما طبقه ضعیف جامعه سعی دارد از مشکل فرار کند و به همان زندگی روتین خود و سرکوب احساساتش بسازد مثلا او دوست ندارد که به مسافرت ب...
ادامه مطلب
همانطور که مستحضر هستید مکتب های غالب روانشناسی روانکاوی و رفتاری و انسان گرایی بوده است. و در هر مکتب به بیولوژی و جامعه و شناخت و در مجموع شخصیت کخ حاصل سه بعد رفتار و محیط و بیولوژی است توجه شده است. و فرد مسئول است که با آزادی و بینش و بصیرت شخصی نه تحمیل از سوی دیگران با توجه به نیازها و انگیزه های خودش زندگی کند. و هر چه این نیازها در جهت فرهنگ غنی مثل هنر و عشق و آزادی و استقلال و خدمت رسانی به مردم و لذت از زندگی و شادی و قدرتمندی و شکوه و بقا و خودشکوفایی باشد، فرد زندگی و لحظات بهتری خ...
ادامه مطلب
روانشناسی عشق و سکسوالیتههرچند عجیب به نظر میرسد، ولی روانشناسی واقعاٌ حرف چندانی درزمینه سکسوالیتهی انسان ندارد. درست است که از روانشناسی برای درمان اختلالهای جنسی استفاده میشود و روانشناسها ریشههای جنسی این اختلالها را -همچون تجاوز یا آزار جنسی در کودکی- که زخمهای روحی ماندگار برای افراد ایجاد میکنند، میشناسند. اما روانشناسی برای مشاوره به بزرگسالان دربارهی اینکه کدام رفتارها مناسب و کدام نامناسب هستند، واقعاً راهنمایی چندانی جهت ارائه ندارد. به غیر از این یک مورد: [ادامه مطلب را در...
ادامه مطلب
پدیدهای به نام "فرزندان مستقل"در واقع یکی از عمدهترین تفاوتهای نسل امروز با نسل گذشته در ظهور پدیده نوجوانی به معنای امروزی آن مربوط میشود. در واقع میتوان اینگونه تفسیر کرد که در گذشته، پس از دوره کودکی بلافاصله دوره بزرگسالی آغاز میشد و دوره نوجوانی به معنای امروزی آن وجود نداشت.کد خبر:۱۳۷۷۹۰تاریخ انتشار:۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۰23 December 2010جام جم آنلاین: در دنیای امروز شاهد تحولات عظیمی در عرصههای زندگی اجتماعی هستیم به گونهای که در نتیجه این تحولات، بسیاری از باورها و عقایدی که ریشه در...
ادامه مطلب
حالا فهمیدم تکانه های پرخاشگری و حسادت و حقارت و ... چقدر ناشی از توهم و هیچ و پوچ است. وقتی شخصی شخص دیگری رو دچار بحران می کند هیچ کدام معلوم نیست که می خوان چی رو بگیرن و فقط می خوان خودشونو راضی نگه دارن و این همان انسان نشده ماندن است که بخاطر تداخل نیاز هست. نیازبه دیده شدن نیاز به سرکوب دیگری درصورت تو رو قبول نداشتن و نیاز به تایید و نیاز به قدرت و محبت و طمع در این نیازها... همه ناشی از خودخواهی است. نقطه ی مقابل درک دیگری. و حتی این ها نشان دهنده ی خود را قبول نداشتن است چون انسا...
ادامه مطلب
وقتی انسان دچار بی معنایی شود یعنی عشقش را نتواند داشته باشد و یا نتواند به خوبی مهرورزد و یا راضی و تایید شود برایش ارزش ها هم شاید مبهم به نظر برسند. هویت گسیخته می شود.اما ارزش قوی تر از آن است و همانطور الپورت و فرانکل گفتند معناها سیالیت دارند. فقط باید شخص درک شود و همدلی شود تا دوباره بتواند به دنبال معنا بگردد. کسانی که معناهای کمی برای زندگی دارند و یا نیاز های سرکوب شده دارند از این مراحل بحران سخت تر می گذرند. وقتی یک مرد جوان، اولین جواب رد را از دختری می شنود غرورش له می شود و می گر...
ادامه مطلب
درست گفته اند که عشق با یک نگاه احساسی(هر گونه احساس فیزیکی ، روانی مثل مهرطلبی و زیبایی و هم سطحی در حقارت و دوستانه و ...) آغاز می شود و با شعور طرفین ادامه می یابد. «اریک فروم»در این فکرم که یک پسر چقدر می تواند بی شعور باشد(بقول سرکاربابک) که بدون ملاحظه ی حالات روانی دختری که مدتیها با او پیوند عاطفی ایجاد کرده، یک دفعه بدون رعایت نظریات علمی و منطق اجتماعی و شعور و بینش روانی و احساسی و درون نگری بصورت ناگهانی رابطه را قطع کند. این تخریب روانی بالایی را برای دختر به همراه دارد و او را نسبت...
ادامه مطلب
1- اشعار گفته شده از طرف من کودک: در این اشعار من کودک مظلوم نمایی می کند. کلماتی نظیر بیوفایی و حرمان و یاس و ندوه در آن دیده می شود. من کودک حقارت دارد و از محبوب انتظار ترکش را نداشته و برای بازگشتش زار می زند مانند کودکی که تا مادرش بیاید گریه و زاری می کند. در برخی از این اشعار بازی گرفتن وجود دارد. نوعی کلک بازی با گفتن بی رویه ی «من ناراحتم»2- من والد: در این اشعار که بیشتر در اشعار شهریار و مهدی حمیدی دیده می شود. فرد جفا دیده از محبوب به شدت ناراحت است و او را سرزنش می کند و از بی وفایی...
ادامه مطلب