
مرا خود با تو سری در میان هستو گر نه روی زیبا در جهان هستوجودی دارم از مهرت گدازانوجودم رفت و مهرت همچنان هستمبر ظن کز سرم سودای عشقترود تا بر زمینم استخوان هستاگر پیشم نشینی دل نشانیو گر غایب شوی در دل نشان هستبه گفتن راست ناید شرح حسنتولیکن گفت خواهم تا زبان هست...
ادامه مطلب
هر آشنایی تازه، اندوهی تازه است... مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی است . سخن عاشقانه گفتن دلیل عشق نیست...عاشق کم است سخن عاشقانه فراوان... عشق عادت نیست، عادت همه چیز را ویران می کند از جمله عظمت دوست داشتن را...از شباهت به تکرار ...
ادامه مطلب
مولوی در یک تمثیل، مرگ را سنگ محک و آزمایش مدعیان برمی شمارد و می گوید: مرگ وسیلهxadی رسوایی است. دنیای بدون مرگ، حکم بازاری را دارد که سکّه های زر درست و قلّابی در آن قاطی است و این سکّهxadها دست به دست می شود. تنها صرّافان وناقدانxadاند که سره را از ناسره جدا می توانند ساخت و اهل فریب را رسوا توان...
ادامه مطلب
بهار شد دل هوای اصفهان کرده و شیراز. درود و تقدیم به عارفان زمینی و خراباتیان دیر مغان هرگز از خود دور نکن:عرفان کتابگل ....
ادامه مطلب
تازه پانزده سالم بود، بوی نجیبِ بچگی داشتم، هنوز در عضلاتِ پاهایم شوقِ گریزِ کودکانهٔ «گرگم به هوا» بود، قدِ علمم نمیرسید به کتابخانه، تمام نبودم، عقلِ سفت و کالی داشتم، خیالم، خیالات بود تخیل نبود، در تصرفِ کلمات نبودم که شعر آمد. دق میکردم اگر این نبود. لذتِ ساختن و پرداختن، یافتن و پروردن، داشت...
ادامه مطلب
آگاهی، حس، جان، خرد یا روح در معنای متافیزیکی آن، همه و همه می کوشند بر پایۀ ثمرات یا ادعاهایشان، ما را بر آن دارند که حقیقت غایی محقق می شود و معنای زندگی هم یکسر همین است. مثلاً علم خردورز، هدف وجودی خویش را اثبات حقیقی قرار می دهد به طوری که انگار هدف حقیقی زندگی همین است؛ و اندیشه و طرز فکری که در پی آن شکل می گیرد، همان هدف زندگی است. بنابراین هر کارکرد هدفی دیگر می سازد، معنایی دیگر برای زندگی می آفریند و می کوشد ما را بر آن دارد که آن معنا تنها معنای موجود است. ببینید، وقتی کُنِشها* یکسوی...
ادامه مطلب
ز من بشنو که کار جاهلانستسر انگشت پشیمانی گزیدنچو واقع شد زیان سودی نداردسر انگشت پشیمانی گزیدنلکیلاتاسون کی میگذاردسر انگشت پشیمانی گزیدنچو بر وفق قضا آمد چه حاصلسر انگشت پشیمانی گزیدن...
ادامه مطلب
یکی از بحث های شیرینی که در نظریه های شخصیت وجود دارد بحث« اتفاقات غیرمنتظره» در نظریه بندورا است که این هم مثل بیشتر نظریه های شخصیت از خود زندگی شخصی ایشون الهام گرفته است. زمانی که بندورا دانشجوی فوق لیسانس بود، یک رویارویی تصادفی داشت، که روند زندگی او را تغییر داد. رویارویی های غیرمنتظره توسط اکثر نظریه پردازان شخصیت نادیده گرفته شد، و این در حالی است که اغلب افراد می دانند که تجربیات برنامه ریزی نشده ای داشتند که زندگی آنها را خیلی عوض کرده بود. در مورد بندورا، یک تکلیف کسالت آور سران...
ادامه مطلب
مراجعی که برای تغییر زندگی اش تصمیم می گیرد و اقدام می کند، در ابتدا باید با احساساتش کنار بیاید و سپس با واکنش افراد مقابله کند. این کار غالبا دشوار است، به خصوص اگر تصمیمات و اقدامات او موجب ناخشنودی دیگران شود. همچنین اگر مراجع اقدام جدیدی بکند باید ریسک کند و منتظر نتایج نامشخص آن باشد و همه اینها ممکن است ددناک باشد. آسان تر آن است که به زندگی فعلی خود ادامه دهد و به خودش فرصت استراحت دهد و بدون ایجاد تغییر با درد شناخته شده اش کنا ربیاید، به جای آن که ریسک و اقدام تازه ای کند که دردی ...
ادامه مطلب
خیلی از آدمهای اطراف ما فقط ! دارن زندگی میکننبدون خطر، بدون سراشیبی و سربالاییبدون ماجراجویی!چون باخت رو پذیرفتن تو نباز رفیق..چنانچه این فایل را ناقض قوانین و مقررات سایت می دانید، لطفا به ما گزارش دهید....
ادامه مطلب
تجربه نشان داده است که همیشه طبقات ضعیف جامعه مجبور می شوند جلوی احساسات خودشان را بگیرند و سعی کنند با رفتار خشک و خشن زندگی عاری از معنا کنار بیایند و به خودشان جرئت ریسک پذیری را که از رموز موفقیت و نشاط است، ندهند.ازنظر الیس این تفکر غیر منطقی است که انسان تصور کند هر مشکلی فقط یک راه حل دارد انسان باید با مشکل مواجه کند و آن را حل کند نه اینکه از آن فرار کند اما طبقه ضعیف جامعه سعی دارد از مشکل فرار کند و به همان زندگی روتین خود و سرکوب احساساتش بسازد مثلا او دوست ندارد که به مسافرت ب...
ادامه مطلب
از نظر راجرز اگر شخصی در گذشته رابطه ای داشته که بین تجربه و خودپنداره(سلف) اش فاصله ناهمخوانی ایجاده کرده باشد؛ فرد در روابط بعدی با جابجایی این حالت احساس اضطراب خواهد داشت؛ ما به عنوان مشاور وظفه داریم که این ناهمخوانی را با درک و رابطه حسنه همدلانه و وحدت بخش، از بین ببریم. و با بی طرفی کامل شخصیت فرد را در حالت جریان طبیعی خودش به طرف رشد و بازسازی انرژی هدایت کنیم. هر گونه گرفتن آزمون تشخیصی و برچسب زدن در رابطه مشاوره ای از نظر راجرز مخل رشد و انسجام شخصیت فرد است. از نظر راجرز فرد رجوع ک...
ادامه مطلب
تحلیل رویا با شیوه فروید فرق می کند. ما در تحلیل رویا در شیوه آدلر آینده نگریم نه گذشته و نه حال و حالت انگیزشی دارد. رویا به سبک زندگی ناکارامد مراجع رویا نسبت می دیم پیامی است که تو از سبک زدگی ای که تو ازش رنج می بری و عاجزت کرده و میخوای عوضش کنی از شرایط عقده ی حقارتت خسته شدی می خوای یه سبک زندگی ای ک توش ارتباط با دیگران نیست توش انحصار طلبی و حقارت و استثمار گری و قدرت طلبی و فریب کاری تو ازش خسته شدی و رویا ها دارن بهت پیام می دن که تو باید یه جور دیگه تو این دنیا عمل کنی و از رویا استف...
ادامه مطلب
پدیدهای به نام "فرزندان مستقل"در واقع یکی از عمدهترین تفاوتهای نسل امروز با نسل گذشته در ظهور پدیده نوجوانی به معنای امروزی آن مربوط میشود. در واقع میتوان اینگونه تفسیر کرد که در گذشته، پس از دوره کودکی بلافاصله دوره بزرگسالی آغاز میشد و دوره نوجوانی به معنای امروزی آن وجود نداشت.کد خبر:۱۳۷۷۹۰تاریخ انتشار:۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۰23 December 2010جام جم آنلاین: در دنیای امروز شاهد تحولات عظیمی در عرصههای زندگی اجتماعی هستیم به گونهای که در نتیجه این تحولات، بسیاری از باورها و عقایدی که ریشه در...
ادامه مطلب
شدت و ضعف عشق رابطه ی مستقیمی با فداکاری دارد هر چه فداکاری بیشتر باشد عشق هم بیشتر است. و هر چه انسانها با آدم های فرهیخته سر و کار داشته باشند تمایل به عشق به یک نفر در آن ها کاسته می شود و به دوستی گرایش پیدا می کنند و ازدواجی که سرشار از فداکاری است.وقتی آدم ها جهان را یک بعدی و همه یا هیچ می بینند، عاشق یک نفر می شوند و آن چنان به او می چسبند که زندگی خود و دیگری را زهر می کنند. و سر آخر مجبور به فاصله می شوند در حالی که در اطراف آدمی پر است از انسانهایی که لیاقت عشق را دارند آنها از ...
ادامه مطلب
فردی که عقده حقارت دارد نسبت به ساده ترین احساس مردم(چه عشق و چه دوستی و چه جسم و. ..) حسادت می ورزد. و همین باعث می شود که حتی نسبت به عزیز ترین کسانش حساس شود و نتواند او را بدون قید و شرط بپذیرد. همه ما باید تراپی شویم. یا کمال گراییم و یا انحصارطلب و محتکریم و یا حسودیم و یا زودرنجیم و یا پرتوقع ایم و یا خودخواهیم و یا چنین و چنانیم!!! و نکته جالب اینجاست که بیشتر ما که عذاب وجدان داریم، انسانیت را می فهمیم و برخی دیگر آنقدر غرق در این افکار شان تثبیت شده اند که عذاب وجدان ...
ادامه مطلب
حالا فهمیدم تکانه های پرخاشگری و حسادت و حقارت و ... چقدر ناشی از توهم و هیچ و پوچ است. وقتی شخصی شخص دیگری رو دچار بحران می کند هیچ کدام معلوم نیست که می خوان چی رو بگیرن و فقط می خوان خودشونو راضی نگه دارن و این همان انسان نشده ماندن است که بخاطر تداخل نیاز هست. نیازبه دیده شدن نیاز به سرکوب دیگری درصورت تو رو قبول نداشتن و نیاز به تایید و نیاز به قدرت و محبت و طمع در این نیازها... همه ناشی از خودخواهی است. نقطه ی مقابل درک دیگری. و حتی این ها نشان دهنده ی خود را قبول نداشتن است چون انسا...
ادامه مطلب
وقتی انسان دچار بی معنایی شود یعنی عشقش را نتواند داشته باشد و یا نتواند به خوبی مهرورزد و یا راضی و تایید شود برایش ارزش ها هم شاید مبهم به نظر برسند. هویت گسیخته می شود.اما ارزش قوی تر از آن است و همانطور الپورت و فرانکل گفتند معناها سیالیت دارند. فقط باید شخص درک شود و همدلی شود تا دوباره بتواند به دنبال معنا بگردد. کسانی که معناهای کمی برای زندگی دارند و یا نیاز های سرکوب شده دارند از این مراحل بحران سخت تر می گذرند. وقتی یک مرد جوان، اولین جواب رد را از دختری می شنود غرورش له می شود و می گر...
ادامه مطلب
درست گفته اند که عشق با یک نگاه احساسی(هر گونه احساس فیزیکی ، روانی مثل مهرطلبی و زیبایی و هم سطحی در حقارت و دوستانه و ...) آغاز می شود و با شعور طرفین ادامه می یابد. «اریک فروم»در این فکرم که یک پسر چقدر می تواند بی شعور باشد(بقول سرکاربابک) که بدون ملاحظه ی حالات روانی دختری که مدتیها با او پیوند عاطفی ایجاد کرده، یک دفعه بدون رعایت نظریات علمی و منطق اجتماعی و شعور و بینش روانی و احساسی و درون نگری بصورت ناگهانی رابطه را قطع کند. این تخریب روانی بالایی را برای دختر به همراه دارد و او را نسبت...
ادامه مطلب
1- اشعار گفته شده از طرف من کودک: در این اشعار من کودک مظلوم نمایی می کند. کلماتی نظیر بیوفایی و حرمان و یاس و ندوه در آن دیده می شود. من کودک حقارت دارد و از محبوب انتظار ترکش را نداشته و برای بازگشتش زار می زند مانند کودکی که تا مادرش بیاید گریه و زاری می کند. در برخی از این اشعار بازی گرفتن وجود دارد. نوعی کلک بازی با گفتن بی رویه ی «من ناراحتم»2- من والد: در این اشعار که بیشتر در اشعار شهریار و مهدی حمیدی دیده می شود. فرد جفا دیده از محبوب به شدت ناراحت است و او را سرزنش می کند و از بی وفایی...
ادامه مطلب