فردی که عقده حقارت دارد نسبت به ساده ترین احساس مردم(چه عشق و چه دوستی و چه جسم و. ..) حسادت می ورزد. و همین باعث می شود که حتی نسبت به عزیز ترین کسانش حساس شود و نتواند او را بدون قید و شرط بپذیرد. همه ما باید تراپی شویم. یا کمال گراییم و یا انحصارطلب و محتکریم و یا حسودیم و یا زودرنجیم و یا پرتوقع ایم و یا خودخواهیم و یا چنین و چنانیم!!! و نکته جالب اینجاست که بیشتر ما که عذاب وجدان داریم، انسانیت را می فهمیم و برخی دیگر آنقدر غرق در این افکار شان تثبیت شده اند که عذاب وجدان هم ندارند برای همین است که می گویم افسردگی نشانه ی شروع انقلابی تازه در روان انسان است.
بهتر است که اگر این احساسات را داریم آنها را عنوان کنیم. احساساتی مثل حسادت و خشم و ناراحتی را در خود نریزیم تا آزاد شوند. آری من به پیرهن زیبایت حسادتم می شود. تو چقدر انگشتان زیبایی داری تو چقدر هوش بالایی داری؟!!!!!!!!!

برچسب: اعترافات ذهن خطرناک من,اعترافات ذهن خطرناک من دانلود,اعترافات یک ذهن خطرناک,
نویسنده: مهتاب اسدیپور